مبنور
مترادفها
روشن، منور، نورانی
متضادها
تاریک، تیره، کمنور
لغت نامه دهخدا
مبنور. [ م َ ] ( ع ص ) مرد آزموده کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
روشن، منور، نورانی
تاریک، تیره، کمنور
مبنور. [ م َ ] ( ع ص ) مرد آزموده کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).