لغت نامه دهخدا
ممتدی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) آنکه می کشد و امتداد می دهد. || طولانی. ( ناظم الاطباء ).
ممتدی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) آنکه می کشد و امتداد می دهد. || طولانی. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خط استالین به خطی از استحکامات اطلاق میشود که در طول خط مرزی غرب اتحاد جماهیر شوروی احداث شده بود. کار بر روی ساخت این خط دفاعی جهت جلوگیری از تهاجم به شوروی از جانب غربی، از دهه ۱۹۲۰ آغاز شد. این خط شامل پناهگاههای بتی و جایگاههای توپ بود. این سازهها خط ممتدی از استحکامات در طول مرز نبودند بلکه با شبکهای از نواحی مستحکم تهاجم احتمالی دشمن را به مسیرهای خاصی متمرکز میکردند.
💡 آلمانیها سه سال پس از پایان جنگ، کار ساخت رزمناو اِمدِن را آغاز کردند. با توجه به محدودیتها اساسی، اتمام کار این رزمناو در اواخر سال ۱۹۲۵ بیش چهار سال به طول انجامید. به هر حال کار ساختوساز بلافاصله به شکل ممتدی ادامه یافت.
💡 در سمت جنوبی ایران مرکزی دشت خشک طویل و ممتدی وجود دارد که فرورفتگی شرق زاگرس را تشکیل میدهد.