لغت نامه دهخدا
ملک عنبر. [ م َ ل ِ عَم ْ ب َ ] ( اِخ ) پادشاه عنبریان که قومی بود از عرب که در بعضی بلاد دکن تسلط داشتند. ( غیاث ) ( آنندراج ).
ملک عنبر. [ م َ ل ِ عَم ْ ب َ ] ( اِخ ) پادشاه عنبریان که قومی بود از عرب که در بعضی بلاد دکن تسلط داشتند. ( غیاث ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرامگاه خرابه قصر اورنگ زیب و آرامگاه او در مقبره شیخ برهانالدین، و آرامگاه ملک عنبر و آصف جاه، مؤسس دولت حیدرآباد، و مسجد بنا شده توسط ملک عنبر، از دیگر آثار اسلامی باقیمانده در اورنگآباد است.
💡 اورنگآباد شهری تاریخی است. این شهر در سال ۱۶۱۰ میلادی توسط ملک عنبر، وزیراعظم مرتضی نظام شاه در احمدنگر در محلی که روستای «کهرکی» بود ساخته شد. او این مکان را پایتخت خود ساخت و ارتش خود را از در اطراف آن مستقر ساخت و در آبادانی آنجا کوشید. در سال ۱۶۲۱ سپاهیان جهانگیر به این شهر حمله کرده و آن را غارت کردند و به آتش کشیدند. عنبر بنیانگذار این شهر همواره جهانگیر را با القاب تند و زننده یاد میکرد. پس از درگذشت ملک عنبر در ۱۶۲۶م پسرش فاتح خان نام شهر را به «فاتحآباد» تغییر داد.