معائب
مترادفها
سختیها، دشواریها، مشکلات
متضادها
محاسن، مزایا، خوبیها
لغت نامه دهخدا
معائب. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) عیبها و بدیها. ج ِ معیب که مصدر میمی است، به معنی عیب. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ مَعاب و مَعابَة. ( منتهی الارب ). و رجوع به معاب و معابة و معایب شود.
جمله سازی با معائب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فبد سته زاد الزمان مفاخرا و قد اضمحل معائب الایام
💡 در طول مسیر زندگی، انسان باید با تمام معائب و مشکلات پیش رو با شجاعت و صبر و حوصله بسیار زیاد مقابله کند
💡 تاریخ نشان داده است که بزرگترین دانشمندان هم در مواجهه با معائب علمی و شخصی هرگز از تلاش برای رسیدن به هدف باز نایستادند
💡 مدیریت صحیح بحرانها به مدیران کمک میکند تا معائب و چالشهای پیشبینی نشده در محیط کار را با کمترین آسیب ممکن پشت سر بگذارند