معایب

لغت نامه دهخدا

معایب. [ م َ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَعاب و مَعابَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( محیطالمحیط ). عیبها و آهوها و بدیها و کاری بد وناشایسته. ( ناظم الاطباء ). عیوب: پس چون ضعیفی افتد میان دو قوی توان دانست که حال چون باشد وآنجا معایب و مثالب ظاهر گردد و محاسن و مناقب پنهان ماند. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 103 ). وقت است که... بعضی از معایب رأی... تو بر شمرم. ( کلیله و دمنه ).
نه از بزرگی تو ز آنکه در معایب تو
چه جای هجو که اندیشه هم کرا نکند.انوری.دوست آن است کو معایب دوست
همچو آیینه روبرو گوید
نه که چون شانه با هزار زبان
در قفا رفته مو به مو گوید.( از امثال و حکم ج 2 ص 835 ).

فرهنگ معین

(مَ یِ ) [ ع. ] (اِ. ) عیب ها، بدی ها.

فرهنگ عمید

عیب ها.

فرهنگ فارسی

عیبها، بدیها، جمع معاب و معابه
( اسم ) جمع معاب و معابه عیبها.

ویکی واژه

عیب‌ها، بدی‌ها.

جمله سازی با معایب

💡 فلک چون شنید این عتاب و شکایت مرا گفت: بس کن که طالع المعایب!

💡 یکی از معایب این الگوریتم، گرسنگی فرایندهای با اولویت پایین‌تر است که ممکن است هیچ‌گاه اجرا نشوند.

💡 از مکاره وز معایب سربسر پیراسته است دست او از دوستی سائل عدوی خواسته است

💡 عشق و طلب چه باشد‌‌؟ آیینه تجلی نقش و حسد چه باشد‌‌؟ آیینه معایب

💡 گفتند که ای جوان، طوارق حدثان و نوازل زمان را جنس این تصرف بسیار است و امثال این دستبرد بیشمار، او ان الدهر ظلام و لیس البیان کالعیان بران تا بدانی و برو تا ببینی که ذکر غایب از جمله معایب است.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز