لغت نامه دهخدا
مشتار. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از «ش و ر» ) انگبین چیننده.( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ).
مشتار. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از «ش و ر» ) انگبین چیننده.( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الهی چه خوش روزی که خورشید جلالا تو به ما نظر میکند، چه خوش وقتی که مشتار از مشاهدهٔ جمال تو ما را خبری دهد، جان خود را طعمهٔ باز سازیم که در فضای طلب تو پروازی کند و دل خود نثاردوستی کنیم که بر سر کوی تو آوازی دهد.