مسوحات
مترادفها
نقشهها، پیمانهها، بررسیها
لغت نامه دهخدا
مسوحات. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مسوح و مسوحة. مطلقاً داروهائی را گویند که بوسیله دستها ببدن آدمی مالش دهند. ( از بحر الجواهر ): دراطلیه و مسوحات ملذذ جهت تقویت باه. ( از کتاب هدایةالملوک ابن الفقیه اصفهانی از یادداشت مرحوم دهخدا ).ادهان مرکبه. مسوحا. و رجوع به مسوح و مسوحة شود.
جمله سازی با مسوحات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باب نوزدهم: در مضیقات فرج و مطیبات بدن و ملذذات جماع و آنچه مخصوص به زنان و مسوحات قضیب.