سنون. [ س َ ] ( ع اِ ) داروئی که بر دندان مالند. ( غیاث ). داروئی که بر دندان مالند و هر چیزی که بدان دندان را تابان و روشن نمایند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). واحد السنونات. و هی الادویة الیابسة المسحوقة التی یدور لک بها الاسنان لتضیی بها او تستحکم. ( بحر الجواهر ): معجون ها که در میانه خشک کنند و در بیماریهای دندان و دهان بکار دارند. ( از تذکره ضریر انطاکی ). دواهای آمیخته که بدان مسواک کنند و دندانها بدان بمالند آنرا سنون گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
سنون. [ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سنة. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): در عهد ماضی و سنون غابر در بلادکشمیر... پادشاهی مستولی بود. ( سندبادنامه ص 56 ).
= سنه۲
( اسم ) جمع سنه در حالت رفعی ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) سالها سنین.
جمع سنه
شهر سنون ( به فرانسوی: Cenon ) در شهرستان ژیروند در ناحیه ناحیه آکیتن با جمعیت ۲۳٬۱۷۱ نفر در کشور فرانسه واقع شده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیروهای پیشمرگه در حال بازپسگیری مواضع از دست رفته هستند. چند روستای اطراف شهر شنگال، زمار و سنونی را از کنترل شبهنظامیان داعش خارج کردند. جلولا هماکنون در محاصرهٔ نیروهای پیشمرگ است.
💡 عن ابى جعفر (عليه السلام ) قال: (حم ) حتم و عين عذاب و سين سنون كسنى يوسف(عليه السلام ) وقاف قذف و مسخ يكون فى آخر الزمان منه، بالسفيانى واصحابهوناس من كلب ثلاثون الف يخرجون معه و ذلك حين يخرج القائم (عليه السلام ) بمكه وهو مهدى هذه الامه. (196)
💡 باب نهم: در سنونات (به دندان مالیدنیها) و مضمضهات (آنچه به دهان گردانند) و غرغرهها.