معرقات

مترادف‌ها

عرق‌آورها، گیاهان عرق‌آور

لغت نامه دهخدا

معرقات. [ م ُ ع َرْ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ معرقة. داروهایی خوی آور. ادویه ای که عرق از مسامات برآرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مُعَرِّق و معرقة شود.

جمله سازی با معرقات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنر ظریف معرقات در معماری سنتی ایرانی، با استفاده از ترکیب قطعات بسیار ریز چوب و سنگ، زیبایی و شکوه بی‌نظیری به مساجد و کاخ‌های تاریخی بخشیده است.

💡 استادکاران با تجربه و ماهر، با دقت و تمرکز بسیار زیاد، طرح‌های پیچیده معرقات را بر روی سطوح چوبی اجرا می‌کنند تا شاهکاری هنری و ماندگار خلق کنند.

💡 در بازدید از موزه‌های بزرگ هنر اسلامی، می‌توان شاهد نمونه‌های خیره‌کننده معرقات بود که با ظرافت تمام از سنگ‌های قیمتی در میان طرح‌های چوبی استفاده کرده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران