مشروط

🌐 مشروط

«مشروط» یعنی «وابسته به شرط»، «قیدشده به شرط»، یا «منوط». این واژه در زبان فارسی و عربی برای چیزی به کار می‌رود که تحقق یا اعتبار آن به وجود شرطی خاص بستگی دارد. مثلاً وقتی می‌گوییم «قبول مشروط»، یعنی پذیرشی که به انجام یک شرط وابسته است.

صفت (adjective)

📌 مشروط

📌 واجد شرایط

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 بدون قید و شرط

📌 مودال

جمله سازی با مشروط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أوضحَ المديرُ أنَّ الدعمَ مشروط بتحقيقِ النتائجِ المطلوبةِ في المشروعِ.

مدیر توضیح داد که این حمایت مشروط به دستیابی به نتایج مورد نیاز در پروژه است.

💡 ساعده حسن السلوك في السجن على الحصول على إفراج مشروط مبكر.

رفتار خوب در زندان به او کمک کرد تا زودتر از موعد آزادی مشروط بگیرد.

💡 كان يُفترض أن يحصل على إفراج مشروط بعد أربعة سنوات

قرار بود او پس از چهار سال به قید وثیقه آزاد شود.

💡 منحَتِ الجامعةُ المنحةَ مشروط ةً بالحفاظِ على معدلٍ مرتفعٍ طوالَ العامِ الدراسيِّ.

دانشگاه این بورسیه را مشروط به حفظ معدل بالا در طول سال تحصیلی اعطا کرد.

💡 ، أنتَ على إفراج مشروط وأنتَ متورّط في تحقيق بجرائم قتل

شما به قید وثیقه آزاد هستید و درگیر تحقیقات قتل هستید.

💡 كان قبولُ الطلبِ مشروط ًا بتقديمِ الوثائقِ كاملةً قبلَ نهايةِ الأسبوعِ.

پذیرش درخواست منوط به ارسال مدارک کامل قبل از پایان هفته بود.