مسمومین
متضادها
سالمها
لغت نامه دهخدا
مسمومین. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسموم ( در حالت نصبی و جری ). زهرخورده ها. || زهرداده شده ها. || کسانی که دچار عوارض مسمومیت هستند.
- بخش مسمومین؛ قسمتی از یک بیمارستان که مخصوص معالجه و مداوای مسمومین است.
- بیمارستان مسمومین؛ بیمارستانی که مسمومین رامی پذیرد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مسموم در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
جمله سازی با مسمومین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جویدن این گیاه باعث اریتما میشود و درمان رایج مصرف این گیاه با آنتی هیستامینها یا ضد دردها یا به ندرت با شستشوی معده، انجام میشود. ۷۰ درصد مسمومین با رافید، کودکان زیر ۵ سال هستند.
💡 تیمهای پزشکی و امدادی بلافاصله پس از وقوع حادثه، برای رسیدگی به مسمومین و انتقال آنها به مراکز درمانی، به محل وقوع حادثه اعزام شدند.
💡 گزارشهای منتشر شده در خبرگزاریها نشان میدهد که تعداد مسمومین ناشی از مصرف مواد غذایی فاسد در این رستوران بسیار بیشتر از حد انتظار بود.
💡 پزشکان پس از معاینه دقیق مسمومین اعلام کردند که علائم حیاتی آنها رو به بهبود است و به زودی میتوانند به خانه بازگردند.