مستد

لغت نامه دهخدا

مستد. [ م ُ ت َدد ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استداد. راست شده و استوارگشته. ( ناظم الاطباء ). بسته شده و مغلق. ( اقرب الموارد ). || انباشته شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استداد شود.

فرهنگ فارسی

راست شده و استوار گشته

جمله سازی با مستد

💡 ییشش بخوانده «‌غاصب کالیسی‌»‌ مستد برانه آیت ولّو را‌

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز