مزیر
مزیر یک صفت عربی است که در متون کلاسیک لغتشناسی فارسی، از جمله منتهی الارب، اقرب الموارد، ناظم الاطباء و آنندراج، به ثبت رسیده است. این واژه در اصل برای توصیف صفاتی برجسته در شخصیت انسانی به کار میرفته است. تعریف اصلی آن ناظر بر فردی است که دارای طبعی نیکو و زیرکی ذاتی باشد؛ به بیان دیگر، کسی که هم از لحاظ اخلاقی خوشمشرب و خوشسیرت است و هم از لحاظ ذهنی دارای هوشمندی و ذکاوت کافی است. این ترکیب از صفات مثبت، مزیر را به یک واژه ارزشمند در توصیف نخبگان اجتماعی و افراد مؤثر تبدیل میکرده است.
علاوه بر جنبههای شخصیتی و رفتاری، این واژه حامل بار معنایی قدرت اجرایی و نافذ بودن در امور نیز هست. منابع لغتشناسی ذکر کردهاند که مزیر به معنای توانا و نافذ در امور نیز به کار میرود. این بسط معنایی نشان میدهد که زیرکی و خوشطبعی فرد مذکور، او را به مقامی رسانده که در مدیریت و اجرای تصمیمات، دارای اقتدار و تأثیرگذاری عمیق باشد. به عنوان مثال، عبارت رجل مزیر در برخی کتب به مُشبَعُ العقل و نافذ فی الامور تعبیر شده است، که تأکید بر تعقل کامل و قابلیت وی در به کرسی نشاندن نظرات و مدیریت مؤثر وقایع دارد و او را به مثابه فردی قوی و کارآمد معرفی میکند.
لغت نامه دهخدا
مزیر. [ م َ ] ( ع ص ) مرد خوش طبع زیرک. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ج،أمازر. || توانا و نافذ در امور. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجل مزیر؛ مشبعالعقل و نافذ فی الامور. ( اقرب الموارد ). مردی قوی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || سخت دل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || سخت و صلب. ( غیاث ).
فرهنگ فارسی
افزون و اندک
جمله سازی با مزیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۳ مارس ۲۰۱۱ وزیر دفاع کارل تئودور تسو گوتنبرگ به دلیل جنجالهای مربوط به سرقت ادبی در رساله دکترایش مجبور به استعفا شد و توما دو مزیر که وزیر کشور بود به وزارت دفاع رسید و هانس-پتر فریدریش نیز عهدهدار وزارت کشور شد.