لغت نامه دهخدا
مرکب انگیزی. [ م َ ک َ اَ ] ( حامص مرکب ) از جا برکندن و دواندن اسپ به سوی کسی یا چیزی. اسپ بر کسی یا چیزی دوانیدن به قصد گرفتار ساختن او. مرکب انگیختن:
کرد بر گور مرکب انگیزی
داد یکران تند را تیزی.نظامی.
مرکب انگیزی. [ م َ ک َ اَ ] ( حامص مرکب ) از جا برکندن و دواندن اسپ به سوی کسی یا چیزی. اسپ بر کسی یا چیزی دوانیدن به قصد گرفتار ساختن او. مرکب انگیختن:
کرد بر گور مرکب انگیزی
داد یکران تند را تیزی.نظامی.
از جا برکندن و دواندن اسب بسوی کسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرد بر گور مرکب انگیزی داد یکران تند را تیزی