مرقومات

لغت نامه دهخدا

مرقومات. [م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مرقومة. نوشته جات و مکتوبات. ( ناظم الاطباء ). نوشته ها. رجوع به مرقوم و مرقومة شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مرقومه ( مرقوم ).

جمله سازی با مرقومات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای راحت روح و مونس جانم: رقیمه رسید، مرقومات معلوم گردید. اگر سفر سلطان آباد واقعا تحقق بهم رساند شما از جانب جناب صاحب روزگار بنیابت و وکالت همراه خواهید بود؛ یا باز کما فی السابق:

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز