مرقعه

لغت نامه دهخدا

( مرقعة ) مرقعة. [ م ُ رَق ْ ق َ ع َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث مرقّع. ج،مرقعات: شاه سپاه عجم گرد کرد... خود تنها برفت و به مرقعه اندر شد به صورت درویشی و یک سال به روم اندر همی گشت. ( ترجمه طبری بلعمی ). || پوشش پیشوایان صوفیه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) یک مرقع جمع: مرقعات. توضیح خرق. صوفیان علامت اشتهار آن بخرقه این است که پاره های مختلف و گاهی رنگارنگ بهم آورده و از آنهاخرقه می ساخته اند و جامه ای سخت بتکلف بوده است و آنرا بدین مناسبت مرقعه نیز می گفته اند.

جمله سازی با مرقعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما چون این مرقّعه پوشید اگر اندر غلبهٔ حال و قهر سلطان وقت بدرد، مسلّم و معذور است؛ و چون به اختیار و تمییز درد، اندر شرط این طریقت بیش وی را مسلّم نیست مرقّعه داشتن و اگر بدارد چنین که یکی از مرقعه داران زمانه، به ظاهر بی باطن بسند کار شده.

💡 و نیز گفته‌اند: پوشانندهٔ مرقعه را چندان سلطنت باید اندر طریقت که چون اندر بیگانه نگرد به چشم شفقت، آشنا گردد و چون جامه‌ای اندر عاصی پوشد از اولیای خدا گردد.

💡 پس مرقعه سِمَت صالحان و علامت نیکان و لباس فقرا و متصوّفه است و در حقیقت فقر و صفوت، پیش از این سخن رفت و اگر کسی مر لباس اولیا را آلت جمع دنیا و پوشش آفت خود سازد، مر آن را بدان زیانی بیشتر ندارد. و باللّه التوفیق.

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز