لغت نامه دهخدا
مخم. [ م ُ خ ِم م ] ( ع ص ) لحم مخم؛ گوشت گنده شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اخمام شود.
مخم. [ م ُ خ ِم م ] ( ع ص ) لحم مخم؛ گوشت گنده شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اخمام شود.
گوشت گنده شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زکف مغزی که خود هرگز نبینی فرو ریزد مخم از راه بینی