لغت نامه دهخدا
گهرنشان. [ گ ُ هََ ن ِ ]( نف مرکب ) مخفف گوهرنشان. رجوع به همین کلمه شود.
گهرنشان. [ گ ُ هََ ن ِ ]( نف مرکب ) مخفف گوهرنشان. رجوع به همین کلمه شود.
۱ - ( صفت ) نشانند. گوهر جواهر نشان. ۲ - آنچه که در آن گوهر نشانده باشند: ز طوق زر و تاج گوهر نشان شد از سر فرازان و گردنکشان. ( نظامی ) ۳ - فصیح و بلیغ: دهان و لبش بود گوهر فشان سخن گفتنش بود گوهر نشان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیرش صفت کمان گرفته جزعش ز گهر نشان گرفته