کرگس

لغت نامه دهخدا

کرگس. [ ک َ گ َ ] ( اِ ) کرکس. مرغ مردارخوار. ( برهان ). طائری است معروف مردارخوار که به هندی گچه گویند فی زماننا گِد گویند. اکثر پر او در تیر به کار برند و مجازاً پرهای تیررا کرگس گویند. ( غیاث اللغات ). رجوع به کرکس شود.
- کرگسان گردون؛ کرکسان فلک. ( برهان ). دو ستاره بصورت کرگس یکی را نسر طایر و دیگری را نسر واقع گویند. ( غیاث اللغات ). نسر طایر و نسر واقع که دو صورتند از چهل وهشت صورت فلکی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کرکس و ترکیب های ذیل این کلمه و نسر شود.
- کرگس ترکش؛ تیرهایی را گویند که در ترکش گذارند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کرکس. مرغ مردار خوار. کرکسان فلک.

دانشنامه عمومی

کرگس یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان دودانگه بخش مرکزی شهرستان هوراند واقع شده است. این روستا ۸۶ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با کرگس

💡 همی کرگس آورد ز ابر سیاه نظاره بران اختر و چرخ ماه

💡 به شاخی که کرگس برو نگذرد بدو گور و نخچیر پی نسپرد

💡 چشم کز صورتش ندارد برخ دیده زو برکشد دو کرگس چرخ

💡 به ایران نبینید ازین پس مرا شما را زمین پر کرگس مرا

💡 مگر پر کرگس بود رهنمای وگرنه بران دژ که پوید بپای

💡 همی ز آسمان کرگس اندر کشد ز دریا نهنگ دژم برکشد

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز