لغت نامه دهخدا
کبان. [ ک ُ ] ( ع اِ ) نوعی از طعام که از ارزن ترتیب دهند لغت یمنی است. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). طعامی است از ذرت مخصوص یمنیان. ( از اقرب الموارد ). || بیماریی است شتر را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
کبان. [ ک ُ ] ( ع اِ ) نوعی از طعام که از ارزن ترتیب دهند لغت یمنی است. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). طعامی است از ذرت مخصوص یمنیان. ( از اقرب الموارد ). || بیماریی است شتر را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
( اسم ) ترازو یی که یک پله دارد و بجای پل. دیگر سنگ از شاهین آن آویزند قپان: [ یکی دیبا فرو ریزد بر زمه یکی دینار بر سنجد بکپان ]. ( عنصری )
نوعی از طعام که ارزان ترتیب دهند بیماری است شتر را
کبان ( به ترکی استانبولی: Keban ) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در استان الازیغ واقع شده است. کبان ۷۸۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاکس در وزن ۹۲ کیلوگرم کشتی آزاد مسابقات قهرمانی کشتی جهان ۲۰۱۸ بوداپست حاضر بود که داتو مارساگیشویلی از گرجستان، نیکولا کبان از رومانی و علیرضا کریمی از ایران را ۵ بر ۲ شکست داد و به فینال رسید. وی در فینال نیز ایوان یانکوسکی کشتیگیر بلاروسی را با نتیجهٔ ۴ بر ۱ شکست داد و مدال طلا وزن ۹۲ کیلوگرم را به دست آورد.
💡 غرض کان را کبان مرکب فلک به استدعای آبادانی ملک