لغت نامه دهخدا
چپ کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب )بجانب چپ رفتن. از سوی چپ حرکت کردن. || چپ کردن راه؛ کنایه از بی اعتنایی کردن:
راه چپ کرد حریفانه بهار از چمنم
غنچه ماندم من و هنگام شکفتن بگذشت.طالب آملی.|| نگاه چپ کردن؛ کنایه از بخشم و غضب نگریستن کسی را. اعتراض کردن. رجوع به چپ شود.