چپ کردن

مترادف‌ها

منحرف شدن، کج شدن

متضادها

راست شدن

لغت نامه دهخدا

چپ کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب )بجانب چپ رفتن. از سوی چپ حرکت کردن. || چپ کردن راه؛ کنایه از بی اعتنایی کردن:
راه چپ کرد حریفانه بهار از چمنم
غنچه ماندم من و هنگام شکفتن بگذشت.طالب آملی.|| نگاه چپ کردن؛ کنایه از بخشم و غضب نگریستن کسی را. اعتراض کردن. رجوع به چپ شود.

فرهنگ فارسی

بجانب چپ رفتن. از سوی چپ حرکت کردن. یا چپ کردن راه کنایه از بی اعتنایی کردن.

جمله سازی با چپ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این کار با دانستن این که دیفرانسیل خودرو جلو هست یا عقب و ترمز دستی نیز کدام محور را کنترل می کند محور جلو یا عقب، بر عرض مثال خودرو دیفرانسیل جلو باشد و ترمز دستی محور عقب را کنترل کند، با رسیدن ب سرعت مطلوب همزمان دستی را کشیده و فرمان را تا حد ممکن چرخانده و با گرفتن کلاچ لغزنده گی بیشتر را تولید کرده اخطار:مراقب چپ کردن خودرو نیز باشید.

💡 برای رسیدن به مقصد اصلی، شما باید در تقاطع بعدی حتماً سمت چپ کردن و سپس مستقیم به سمت ساختمان بانک حرکت کنید تا برسید.

💡 راننده پس از دیدن تابلوی راهنما، تصمیم گرفت با احتیاط کامل با سرعت کم، به سمت چپ کردن و وارد کوچه باریک و کم‌عرض شود.

💡 اگر در این مسیر به چراغ قرمز رسیدید، باید بایستید و پس از سبز شدن، با دقت سمت چپ کردن و ادامه مسیر خود را پیش بگیرید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران