چننده

لغت نامه دهخدا

چننده. [ چ ِ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) مخفف چیننده. رجوع به چیدن شود.
- گل چننده؛ گلچین:
خار بدان گل چننده قصد کند
گرچه همی او نه قصدخار کند.ناصرخسرو.

جمله سازی با چننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنندهٔ کل ار خارش انگشت خست گنه بر چننده است بر خار نیست

💡 خار بدان گل چننده قصد کند گرچه همی او نه قصد خار کند

💡 قُطُوفُها دانِیَةٌ (۲۳) خوشه‌های آن از دست چننده نزدیک.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز