چشم سوزن

لغت نامه دهخدا

چشم سوزن. [ چ َ / چ ِ م ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سوراخ سوزن است. ( بهار عجم ). سوراخ سوزن. چشمه سوزن. بعربی، سم الخیاط. کون سوزن ( در اصطلاح عامه ):
در این پیدا نهانی را چو دیدی
برون رفت اشترت از چشم سوزن.ناصرخسرو.دید چون زخم کاری جگرم
چشم سوزن به های های گریست.طالب آملی ( از بهار عجم ).رجوع به چشمه سوزن شود. || کنایه از غایت تنگی. ( برهان ). جای تنگ و غایت تنگی. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از تنگ چشمی. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به چشمه سوزن شود.

جمله سازی با چشم سوزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو جهان بی تو بچشم است چو چشم سوزن چشم سوزن که بود با تو چو دروازه کنی

💡 جهان چون چشم سوزن می شود در چشم کوته بین اگر کوتاهیی در رشته آمال می بیند

💡 لامکان چون چشمه سوزن بر دل من تنگ بود در جهان تنگتر از چشم سوزن چون کنم

💡 رشته اشک از درازی درنمی آید به چشم دستگاه خنده است از چشم سوزن تنگتر

💡 مژه اش هم میکند کار سر سوزن به دل نه همی تنها دهان چون چشم سوزن باشدش

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز