فرهنگستان زبان و ادب
{veering} [علوم جَوّ] بر پایۀ قراداد بین المللی، چرخش ساعتگَرد بُردار باد
{veering} [علوم جَوّ] بر پایۀ قراداد بین المللی، چرخش ساعتگَرد بُردار باد
💡 بیامد دمان پیش گرد آفرید چو دخت کمندافگن او را بدید
💡 بنام سپهبد مقا پیش گرد زنم بر یلان من یکی دست برد
💡 گرد روی ماه او مهر فلک گردش کند پیش گرد راه او خرگاه گردون دون بود
💡 بنالید سوسن از آن نره شیر همی جست از پیش گرد دلیر
💡 که گردی ناگهان برخاست از دور به پیش گرد مرکب راند منظور
💡 آفتاب رخ او ملک جهان را بگرفت من چو سایه ز پیش گرد جهان می گردم