لغت نامه دهخدا
پژوی. [ پ َ ژَ ] ( ص ) پزوی. مردم فرومایه. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان قاطع ). و امروز پُزوائی گویند.
پژوی. [ پ َ ژَ ] ( ص ) پزوی. مردم فرومایه. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان قاطع ). و امروز پُزوائی گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دی ماه ۱۳۹۲، در جریان قرارگیری یک پژوی ۲۰۶ بر سر راه خودرو محمود کریمی منجر به تیراندازی در بزرگراه بابایی تهران شد.
💡 به گفته برخی از اهالی محل، موتورسواران مشکوکی از چندین روز قبل در محل رفتوآمد میکردند، ضمناً در روز حادثه افرادی که در یک پژوی سفید رنگ بودند، خیابانهایی را برای اجرای دقیق ترور بسته بودند.