لغت نامه دهخدا
پنج و چهار. [ پ َ ج ُ چ َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از نه فلک یا پنج حواس و چهارطبع. ( غیاث اللغات ).
پنج و چهار. [ پ َ ج ُ چ َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از نه فلک یا پنج حواس و چهارطبع. ( غیاث اللغات ).
( اسم ) پنج حس و چهار طبع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه در زیر هفت و پنج و چهار نیست مُل بیخمار و گُل بیخار
💡 بگذر از پنج و چهار و شش مبین تا شود عین عیان عین یقین
💡 ماه دو هفته گرد رخ نور پاش او هر پرتوش ز ماه دو پنج و چهار به
💡 تا دوزخ و بهشت کم از هفت و هشت نیست تا حس و طبع بیش ز پنج و چهار نیست
💡 ای آمده از عالم روحانی تفت حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
💡 که ذات پاک بیچون آشکار است درون جمله در پنج و چهار است