واقف کردن

لغت نامه دهخدا

واقف کردن. [ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آگاه کردن. مطلع کردن. واقف گردانیدن. باخبر کردن. خبردار کردن:
گفت واﷲ آمدم من بارها
تا ترا واقف کنم زین کارها.مولوی.رجوع به واقف شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مطلع کردن آگاه کردن مستحضرساختن: (( گفت وا... آمدم من بارها تاتراواقف کنم زین کارها. ) (مثنوی )

جمله سازی با واقف کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تَنبیه، جَزا، مُجازات یا کِیفَر در لغت به معنی بیاگاهانیدن، بیدار گردانیدن، واقف کردن بر چیزی، و در روان‌شناسی، به هر گونه محرک بیزارکننده‌ای گفته می‌شود که در کاهش نیروی (یا احتمال وقوع) پاسخ برابر با آن، اثر فوری اما موقتی داشته باشد.

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز