لغت نامه دهخدا
هینوم. [ هََ] ( ع اِ ) هینام. سخنی که فهمیده نشود. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به هینام شود.
هینوم. [ هََ] ( ع اِ ) هینام. سخنی که فهمیده نشود. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به هینام شود.
💡 تاپهت (عبری توراتی: תֹּפֶת) مکانی در اورشلیم در دره هینوم (جهنمدره) است، جایی که عبادتکنندگان در مراسمی شامل «گذراندن کودک از میان آتش»، به احتمال زیاد قربانی کودک، شرکت میکردند.
💡 و بدینسان، شادی ناگهان به هراس انجامید، و زیباترین زشتترین شد، همانگونه که هینوم شد جهنا.