هرنوی

لغت نامه دهخدا

هرنوی. [ هََ ن َ وا ]( ع اِ ) هرنوه. ( اقرب الموارد ). رجوع به هرنوه شود.
هرنوی. [ هََ ن ُ وی ی ] ( ع اِ ) گیاهی است. هرنوه. فرنوه. یا فلیفله. ( منتهی الارب ). گیاهی است و گویا قرنوه یا فلیفله است. ( اقرب الموارد ). رجوع به هرنوه و قرنوه شود.

جمله سازی با هرنوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرانسه در ابتدا مسئولیت حملات را رد کرد، اما بعداً نقش خود را پذیرفت. دو نفر از عوامل فرانسوی درگیر در این حمله دستگیر، محکوم و زندانی شدند، در حالی که چندین نفر دیگر فرار کردند. چارلز هرنوی وزیر دفاع فرانسه در نهایت به دلیل این واقعه استعفا داد.