نیازیدن

لغت نامه دهخدا

نیازیدن. [ ن َ دَ ] ( مص منفی ) قصد و آهنگ نکردن. دست به طرف چیزی دراز ننمودن. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ). مقابل یازیدن به معنی آختن و دراز کردن دست بسوی چیزی:
برآتش بنه خواسته هر چه هست
نگر تا نیازی به یک چیز دست.فردوسی.چو بخشنده باشی و فریادرس
نیازدبه تاج و به تخت تو کس.فردوسی.قدح ز اشتیاق تو بگریست خون
که دستی سوی او نیازیده ای.سراج الدین قمری.|| نیفکندن و نینداختن. || ناله نکردن. ننالیدن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ).
نیازیدن. [ دَ ] ( مص ) خواستن و درخواست کردن چیز لازم و ضرور. ( ناظم الاطباء ). مصدر جعلی است از نیاز + یدن. رجوع به نیاز شود. || نگریستن. ( ناظم الاطباء )؟

فرهنگ عمید

درخواست کردن، خواستن چیزی که مورد احتیاج است.

فرهنگ فارسی

خواستن و درخواست کردن چیز لازم و ضرور. مصدر جعلی است از نیاز یدن. یا نگریستن.

جمله سازی با نیازیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طریقت سامورایی، استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین… همهٔ ما زندگی را دوست می‌داریم و تا حد زیادی منطق خود را برمبنای آنچه دوست می‌داریم بنا می‌کنیم. اما دست نیازیدن به اهداف خود و ادامه دادن به زندگی، بزدلی است.

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز