ناکامگار

لغت نامه دهخدا

ناکامگار. ( ص مرکب ) مقابل کامگار. ناکام. ناکامروا. ناکامیاب.
- ناکامگار کردن:
پر کام و آرزو دل بیچاره مرا
ناکامگار کرد دل کامگار او.فرخی.

جمله سازی با ناکامگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر کام و آرزو دل بیچاره مرا ناکامگار کرد گل کامگار او

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز