لغت نامه دهخدا
ناظران. [ظِ ] ( ع اِ ) دو مجرای دمعه که از گوشه چشم به جانب بینی فرود می آید. ( ناظم الاطباء ). عرقان علی حرفی الانف یسیلان من المؤقین. ( اقرب الموارد ). دو رگ از سوی بینی. ( مهذب الاسماء ). نام دو رگ است در عرض بینی.
ناظران. [ظِ ] ( ع اِ ) دو مجرای دمعه که از گوشه چشم به جانب بینی فرود می آید. ( ناظم الاطباء ). عرقان علی حرفی الانف یسیلان من المؤقین. ( اقرب الموارد ). دو رگ از سوی بینی. ( مهذب الاسماء ). نام دو رگ است در عرض بینی.
تثنیه ناظر:۱ - دو بیننده.۲ - دو مجرای اشک که از گوشه چشم بجانب بینی فرود آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رغم نظارت نکردن ناظران بینالمللی، همهٔ رسانههای منطقهای و بینالمللی میتوانستند انتخابات را پوشش دهند و به منزلهٔ ناظران خواهند بودند.
💡 برخی ناظران خاطرنشان کردهاند که اعتراضات علیه جنگ عراق در مقایسه با اعتراضات علیه جنگ ویتنام نسبتاً کوچک و نادر بودهاست. یکی از عواملی که اغلب برای این امر ذکر میشود، عدم سربازی اجباری است.
💡 خسروا، از زخم تیغ تو در اکناف عراق ماند خواهد ناظران را تا گه محشر نشان
💡 عارفانند اهل معنی مغز می بینند مغز جاهلانند اهل صورت ناظران پوست پوست
💡 راه گوش عاشقان از لحن دلکش میزند صید چشم ناظران از روی زیبا میکند