میان پر

لغت نامه دهخدا

میان پر. [ یام ْ پ ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) هرچیز توپر که پوک نباشد. آنچه میان آن خالی نباشد. ( از یادداشت مؤلف ). || نوعی شیرینی یا آجیل که بیشتر در آذربایجان ( مخصوصاً در تبریز و اسکو و خسروشاه و مراغه ) درست کنند و برای ساختن آن، ابتدا هسته و قشر درونی هلو، شفتالو، زردآلو، گلابی را خالی کنند تا پوست آن با قشری از گوشت میوه بماند سپس آرد یا کوبیده شکر و گردو و بادام و جز آن را توی آن می ریزند و می گذارند خشک می شود و بسیار مطبوع و خوش طعم می گردد.

فرهنگستان زبان و ادب

{strudel} [علوم و فنّاوری غذا] نوعی خوراکی که از چند ورقۀ نازک خمیر تهیه می شود و معمولاً درون آن را با میوه و گاه با گوشت یا سبزیجات پر می کنند

جمله سازی با میان پر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه خان و نه مان و نه بوم ونژاد یکی شهریاری میان پر زباد

💡 مگر چو تنگ شکر در میان ما آیی کنار تا به میان پر شکر کنی روزی

💡 درون لبت چشمه روح بخش خَضِر بر کنار و میان پر ز نوش

💡 دایره در دایره چندین چه بود چون دل مرکز ز میان پر شدست

💡 کنارم شود تا میان پر سرشک به موج از میانم برآید به دوش

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز