لغت نامه دهخدا
( لکونة ) لکونة. [ ل ُ ن َ ] ( ع مص ) درماندن به سخن. لکن. لکنة. لکنونة. ( منتهی الارب ).
( لکونة ) لکونة. [ ل ُ ن َ ] ( ع مص ) درماندن به سخن. لکن. لکنة. لکنونة. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال اللَّه عزّ و جلّ: وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ای ما عظّموه حقّ تعظیمه. و قیل: لانّ کلّ عمل صالح یوجد من المؤمن فیها یکون ذا قدر و قیامة عند اللَّه لکونه مقبولا.