لنجا

لغت نامه دهخدا

لنجا. [ ل ُ ] ( ص ) شل و لنگ و بی دست وپا. ( ناظم الاطباء ).
لنجا. [ ل َ ] ( ؟ ) از مصدر لنج به معنی بیرون کشیدن. ( شعوری ). ( در جای دیگر دیده نشد ).

جمله سازی با لنجا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حکایت کرد از مرتعش که وی گفت: لولعب الفقیر عشرین سنة ثم صدق ساعة لنجا پس شیخ سیروانی گفت: «حاشا هم من اللعب انما ارادبه قلة الیقین و هم شیخ سیروانی گفت:» که از ابوالخیر تیناتی شنیدم که گفت: مرا اشراف دادند بر دوزخ، بیشتر اهل آن اصحاب رکوه و مرقع دیدم. پس شیخ سیروانی گفت: که آن نبود و مستوجب آن نشدند مگر از اندکی یقین.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران