لقب تاشی

لغت نامه دهخدا

لقب تاشی. [ ل َ ق َ ] ( حامص مرکب ) هم لقبی:
به نور رخ جهان آرای از آن شد مهر بر گردون
که با سلطان شرق او راست از انجم لقب تاشی.
( از دیباچه صیدنه ابوریحان بیرونی ترجمه ابوبکربن علی بن عثمان الکاشانی ).
می دار از این سخن نهان هر کلمه
کارزد به بها هزار جان هر کلمه
شاید که ز عشق این سخن فخر کند
عیسی به لقب تاشی آن هر کلمه.( مقدمه لباب الالباب ج 1 صص 10-11 ).

فرهنگ فارسی

هم لقب بودن هم لقبی: شاید که ز عشق این سخن فخر کند عیسی بلقب تاشی آن هر کلمه. ( مقدم. لباب. چا. اروپاج ۱ ص ۱۱ لغ. )
هم لقبی

جمله سازی با لقب تاشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خون گر ز لقب تاشی ات آگاه شود از ننگ تو همچو سایه در چاه شود

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز