لغت نامه دهخدا
فروافتاده. [ ف ُ اُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بزیرافتاده. ساقط.
فروافتاده. [ ف ُ اُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بزیرافتاده. ساقط.
به زیر افتاده. ساقط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت کارتونسازی والت دیزنی، به سببِ ظاهرِ خاصِ این نژاد، خاصه گوشهای درازِ فروافتاده و بینیِ بزرگش، علاقهٔ بسیار به ایجاد شخصیتهای داستانی در سیمای سگِ شکاری سنت اوبر داشته و تا حالا چند بار از این تیره استفاده کردهاست.