فروافتاده

مترادف‌ها

افتاده، سقوط کرده

متضادها

بالا رفته، برخاسته

لغت نامه دهخدا

فروافتاده. [ ف ُ اُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بزیرافتاده. ساقط.

فرهنگ فارسی

به زیر افتاده. ساقط

جمله سازی با فروافتاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شرکت کارتون‌سازی والت دیزنی، به سببِ ظاهرِ خاصِ این نژاد، خاصه گوش‌های درازِ فروافتاده و بینیِ بزرگش، علاقهٔ بسیار به ایجاد شخصیت‌های داستانی در سیمای سگِ شکاری سنت اوبر داشته و تا حالا چند بار از این تیره استفاده کرده‌است.

💡 قیمت محصولات کشاورزی در بازارهای محلی به دلیل مازاد تولید در فصل برداشت، به شدت فروافتاده و باعث ضرر مالی کشاورزان منطقه شده است.

💡 امپراتوری‌های بزرگ تاریخ با وجود شکوه و عظمت اولیه، در نهایت به دلیل اختلافات داخلی و حملات دشمنان، به شدت فروافتاده و از بین رفتند.

💡 با کاهش شدید ارزش پول ملی در بازارهای جهانی، سطح قدرت خرید مردم در جامعه به طرز نگران‌کننده‌ای فروافتاده و زندگی را دشوار کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران