لغت نامه دهخدا
یک باد. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح بنایان، به معنی برابر و مساوی. یک نواخت. هم باد. ( یادداشت مؤلف ). در یک امتداد.
یک باد. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح بنایان، به معنی برابر و مساوی. یک نواخت. هم باد. ( یادداشت مؤلف ). در یک امتداد.
در اصطلاح بنایان به معنی برابر و مساوی یک نواخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دانههای نازنین محبوس مانده در زمین در گوش یک باران خوش موقوف یک باد صبا
💡 دردا و دریغا که به یک باد جهانسوز در خاک لحد ریخت همه برگ و بر من
💡 از نوامبر تا مارس هوا خشک و مطبوع است. در طول این فصل، روزهای صاف با آسمانهای مهآلود و ابری ناشی از «هارماتان» - یک باد گرم و خشک که گرد و غبار صحرا را حمل میکند، درهم میشوند. بهطور معمول، بادها در ارتفاعات بالا میمانند و آسمان کمی ابری ایجاد میکنند. هارماتان، با این حال، گاهی اوقات باعث طوفانهای گرد و غبار محلی میشود.
💡 از دم احمد بپژمرد آن همه شمع و چراغ راستی گوئی هزاران شعله را یک باد کشت
💡 شوهر یا معشوق در زندگی او نقشی ندارد، اما مادر چندین دختر است. شیوهٔ جابهجا شدن او منحصر به فرد است. او پاهای خود را در یک هاون قرار میدهد و با استفاده از دسته هاون به عنوان پارو با سرعت زیاد به پیش میرود و با یک جارو رد پای خود را پاک میکند. ورودش با یک باد توفانی اعلام میشود که یادآور استفاده از باد به عنوان وسیلهٔ نقلیه توسط موجودات شیطانی است.