چرب گفتار

مترادف‌ها

خوش‌زبانی، چاپلوسی، لفاظ

متضادها

صریح، رک، بی پرده

لغت نامه دهخدا

چرب گفتار. [ چ َ گ ُ ] ( ص مرکب ) چرب زبان. چرب سخن. چربگو. خوش سخن و شیرین زبان:
از آن چرب گفتار شیرین زبان
گره برگشاد از دل مرزبان.نظامی.همه نیم هشیار و شه نیم مست
همه چرب گفتار و شه چرب دست.نظامی.رجوع به چرب زبان و چرب سخن و چربگو شود.

فرهنگ عمید

۱. چرب سخن، چرب زبان.
۲. خوش سخن، شیرین سخن.
۳. نکته سنج.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- شیرین سخن چرب زبان. ۲- نکته سنج.
چرب زبانی. چرب سخنی

جمله سازی با چرب گفتار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ولیکن شگفت آمدم کار تو همی ز این چنین چرب گفتار تو

💡 که پشت از خمیدن نگیرد شکن نه از چرب گفتار گندد دهن

💡 همه نیم هوشیار و شه نیم مست همه چرب گفتار و شه چرب دست

💡 بیامد شبی تیره گون بار یافت می روشن و چرب گفتار یافت

💡 از آن چرب گفتار شیرین زبان گره بر گشاد از دل مرزبان

💡 به نیروی یزدان چنو بشنود بدین چرب گفتار من بگرود

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران