هرجه

لغت نامه دهخدا

( هرجة ) هرجة. [هَِ ج َ ] ( ع اِ ) کمان نرم. ( منتهی الارب ). ج، هِرَج.( اقرب الموارد ). || نوع. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با هرجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاصل آمد شاه را بر سیرتی نیکوترین هرجه از اقبال جست و هر چه از تأیید خواست

💡 هنر هرجه در مرد والا بود به جهرش بر از دور پیدا بود

💡 همان حقیقت هیچ است نقش کون و مکان به هرجه می نگری یک سراب جلوه‌ نماست

💡 جدا ز انجمن نیستی به هرجه رسیدم نیافتم‌که می ساغرش حرام نباشد

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز