هیدان
لغت نامه دهخدا
هیدان. [ هََ ] ( ع ص ) بددل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جبان و ترسو. || مضطرب و پریشان. ( از اقرب الموارد ). || بخیل و احمق. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). هو یعطی الهیدان و الریدان؛ یعنی می بخشد مردم شناخته و ناشناخته را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
۱. جبان.
۲. مضطرب.
۳. بخیل.
۴. احمق.
فرهنگ فارسی
بد دل جبان و ترسو مضطرب و پریشان
جمله سازی با هیدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کائولن هیدان یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر هودیان استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کائولینیت است.سنگ میزبان این اندیس توف داسیتی آلتره است و دیرینگی آن به دوران ائوسن میرسد.