لغت نامه دهخدا
هرمزی. [ هَُ م ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به ارم هرمز. ( تاج العروس ).
هرمزی. [ هَُ م ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به ارم هرمز. ( تاج العروس ).
هُرمُزی
از گویش های جنوب شرق ایران در گروه بشگردی (بشاگردی) که در جزیرة هُرمز استان هُرمزگان به آن سخن می گویند و به رودباری، اِوَزی و همچنین دانی و مینابی نزدیک است: صامت های هرمزی همانند صامت های فارسی است. پسوند نکره در هُرمزی -i است و ماضی ساده در هرمزی بدون پیشوند تعریفی صرف می شود: xwa «خورد».
50010800
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر تو هرمزی بر گوی حالت و یا در خواب میبینم جمالت؟