نعوت

لغت نامه دهخدا

نعوت. [ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نعت. رجوع به نَعت شود: پس از رسیدن ما به نشابور رسول خلیفه دررسید با عهد و لوا و نعوت و کرامات، چنانکه هیچ پادشاهی را مانند آن ندادستند. ( تاریخ بیهقی ). هر خردمندی که فطنتی دارد تواند دانست که حمید امیرالمؤمنین به معنی از نعوت حضرت خلافت است. ( تاریخ بیهقی ).
نعوة. [ ن َع ْ وَ ] ( ع اِ ) گو زیر زه بینی. هی نقرة تحت وترة الانف. ( بحر الجواهر ) ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

= نعت

فرهنگ فارسی

(اسم ) جمع نعمت صفتها لقبها: چنانکه خلیل رحمه الله - هریک را از ازاحیف اشعار عرب لقبی از اسمائ مصادر و نعوتی که از آن مشتق باشد مناسب تصرف آن در افاعیل نهاده است.

جمله سازی با نعوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عنوان منزّه از نعوت است علی بر ذات حق آیت ثبوتست علی

💡 هر نعت که از قبیل خیرست و کمال باشد ز نعوت ذات پاک متعال

💡 در خرابات خرابی صفات بوالبشر از نعوت ایزدی عیش مهنا کرده ای

💡 زهی نعوت جلالت برون ز حدّ بیان خهی صفات کمالت فزون ز حدّ شمار

💡 به صفات کمال موصوف است به نعوت جلال معروف است

💡 زان پدید آمدی صفات جمال زین هویدا شدی نعوت جلال

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز