لغت نامه دهخدا
گیتی خور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) از تمام نیکیهای گیتی بهره ورشونده. متنعم شونده. متلذذ به لذایذ گیتی:
همچنان لشکرکش و دشمن کش و دیناربخش
همچنین گیتی خور و میری کن و نیکی فزای.منوچهری.رجوع به جهان خور شود.
گیتی خور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) از تمام نیکیهای گیتی بهره ورشونده. متنعم شونده. متلذذ به لذایذ گیتی:
همچنان لشکرکش و دشمن کش و دیناربخش
همچنین گیتی خور و میری کن و نیکی فزای.منوچهری.رجوع به جهان خور شود.
آن که از همۀ نعمت های جهان بهره ور شود.
جهان خوردن. از همه لذایذ گیتی به کنال متمتع شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز گیتی خور و بخش و پیمان مراست بزرگی و شاهی و فرمان مراست