گوشه نشینی

فرهنگ عمید

گوشه گیری، انزوا.

فرهنگ فارسی

گوشه گیری عزلت انزوا.

جمله سازی با گوشه نشینی

💡 حاصل نشد ز گوشه نشینی مراد من خود را ز خانه بر سر بازار می کشم

💡 صائب اگرت هست سر گوشه نشینی چون خال، ترا جا به ازان گوشه لب نیست

💡 به رنج گوشه نشینی و فقر، تن دادن به از پریدن بیگاه و داشتن غم جان

💡 رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند گدایِ گوشه نشینی تو حافظا مَخروش

💡 هست در گوشه نشینی دل جمعی گرهست در خم می نگریزم چو فلاطون چه کنم؟

💡 سیاهی از دل سالک رود به گوشه نشینی ستاره از ته این ابر آفتاب بر آید