کارپردازی

مترادف‌ها

رسیدگی، انجام کار، تدبیر

لغت نامه دهخدا

کارپردازی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) مباشرت در کاری و تدبیر در آن کار و انجام دادن آن. ( ناظم الاطباء ). ملزومات ( اداره ). || آژانس.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) ۱ - مباشرت. ۲ - بخشی از اداره که وظیفة آن فراهم کردن کار یا نوشت افزار آن اداره است.

فرهنگ عمید

١. تدبیر در کاری و انجام آن.
٢. شعبه ای از یک اداره یا وزارتخانه که وظیفه اش تهیه کردن لوازم کار و نوشت افزار آن اداره است، تدارکات.

فرهنگ فارسی

۱ - مباشرت در انجام دادن کاری تدبیر در کار. ۲ - ( نو ) اداره ای که تهی. لوازم تحریر و اثاثه و مایحتاج اداره یا وزارتخانه را بعهده دارد ادار. ملزومات ۳ - آژانس. ۴ - ادار. کار پرداز. ۵ - ادار. کار پرداز: [ کار پردازی شام ]. ( مر آه البلدان ) ۶ - ( نو ) اداره ایست در مجلس شورای ملی که تحت نظر سه نمایند. مجلس بنام کار پرداز برتق و فتق امور اداری مجلس شورای ملی می پردازد و دفتری بنام دفتر کار پردازی دارد.

ویکی واژه

مباشرت.
بخشی از اداره که وظیفة آن فراهم کردن کار یا نوشت افزار آن اداره‌

جمله سازی با کارپردازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ببین کارپردازی چرخ پیر درین عبرتستان و عبرت بگیر

💡 مسئول بخش کارپردازی در شرکت موظف است تمام فاکتورهای خرید و هزینه‌های جاری را با دقت بررسی کرده و مراحل پرداخت را انجام دهد.

💡 سیستم جدید کارپردازی باعث شده است که فرآیند تسویه حساب با تامین‌کنندگان بسیار سریع‌تر انجام شود و از بروز تأخیر در پرداخت‌ها جلوگیری گردد.

💡 در مدیریت مالی پروژه‌های بزرگ، بخش کارپردازی نقش بسیار مهمی در کنترل جریان نقدینگی و اطمینان از پرداخت به‌موقع هزینه‌ها ایفا می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران