لغت نامه دهخدا
چراغ جادو. [ چ َ / چ ِ غ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چراغ علاءالدین.چراغی که علاءالدین، پهلوان یکی از داستان های هزارویکشب با آن چراغ جادوگری میکرد و کارهای سحرآمیز و خارق العاده انجام میداد. رجوع به چراغ علاءالدین شود.
چراغ جادو. [ چ َ / چ ِ غ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چراغ علاءالدین.چراغی که علاءالدین، پهلوان یکی از داستان های هزارویکشب با آن چراغ جادوگری میکرد و کارهای سحرآمیز و خارق العاده انجام میداد. رجوع به چراغ علاءالدین شود.
چراغ علائ الدین چراغیکه علائ الدین پهلوان یکی از داستان های هزار و یکشب با آن چراغ جادوگری میکرد و کارهای سحر آمیز و خارق العاده انجام میداد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی علاءالدین چراغ جادو را پیدا میکند، متوجه میشود که جنی در آن زندگی میکند که خواستههای ارباب انسانی خود را برآورده میکند. علاءالدین جوانی فقیری است که نمیتوانست با یک شاهزاده خانم ازدواج کند او با کمک جن ثروتمند و قدرتمند میشود و با شاهزاده بدرالبدور ازدواج میکند.
💡 امیر و غول چراغ جادو یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۹ به کارگردانی امیرحسین قهرایی، نویسندگی نسرین رفشا میباشد که از برنامه کودک و نوجوان شبکه تهران پخش شد.