لغت نامه دهخدا
چادر سبز. [ دَ / دُ رِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی چادر. چادری برنگ سبز: طاق،... چادر سبز. ( منتهی الارب ). || کنایه است از حجاب شب:
صبح صادق پس کاذب چه کند بر تن دهر
چادر سبز درد تا زن رسوا بینند.خاقانی.
چادر سبز. [ دَ / دُ رِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی چادر. چادری برنگ سبز: طاق،... چادر سبز. ( منتهی الارب ). || کنایه است از حجاب شب:
صبح صادق پس کاذب چه کند بر تن دهر
چادر سبز درد تا زن رسوا بینند.خاقانی.
نوعی چادر ٠ چادری برنگ سبز ٠ طاق ٠٠٠ چادر سبز ٠ یا کنایه از حجاب شب ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صبح صادق پس کاذب چکند بر تن دهر چادر سبز درد تا زن رسوا بینند
💡 زمین چادر سبز در پوشدا هوا بر گلان زار بخروشدا
💡 سرما چون شد ز دست صحرا شد گل در چادر سبز کار پیدا شد گل