پرچیدن

لغت نامه دهخدا

پرچیدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) فروبردن میخ در چیزی و سر نازک میخ را با زخم و ضرب پهن کردن. پرچین کردن. ( شعوری ج 1 ص 241 ).

فرهنگ عمید

= پرچ * پرچ کردن

جمله سازی با پرچیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دور باید شد ز اوهام بایدی پرچیدن این دام

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز