لغت نامه دهخدا
پانصد هزار. [ ص َ هََ ]( عدد مرکب، ص مرکب ) خمسمائه الف. پانصد بار هزار.
پانصد هزار. [ ص َ هََ ]( عدد مرکب، ص مرکب ) خمسمائه الف. پانصد بار هزار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم ری دانه های آن تباه شده ها بگرفتند و کشت کردند. اصل خربزه ی لذیذ ایشان از آن جاست. و هر سال پانصد هزار درهم خرج کشت آن کنند.
💡 راجرز با دریافت غرامتی معادل پانصد هزار پوند که بعدها به یک میلیون پوند افزایش یافت به همکاری خود با باشگاه واتفورد پایان داد. هر چند که با این عمل از چشم هواداران واتفورد افتاد اما با این وجود آنها برای حفظ باشگاه در چمپیونشپ قدردان زحمات او بودند و برای او در آینده آرزوی موفقیت کردند.
💡 موزه، یا بارگاه موسی، که شامل کتابخانه و مدرسه می شد، توسط بطلمیوس یکم بنیانگذاری شد. هدف این مجموعه، از ابتدا، تبدیل شدن به یک مدرسه و کتابخانهٔ بزرگ بینالمللی بود. کتابخانهٔ آن، در دوران اوج خود، شامل پانصد هزار کتاب بود که اغلب به زبان یونانی
💡 مرکز این استان شهر ایزابلا سیتی است. جمعیت آن حدود پانصد هزار نفر است. مساحت این استان هزار و دویست کیلومتر مربع است.
💡 این خبرگزاری به زبان های اوکراینی، روسی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، اسپانیایی، چینی، ژاپنی و لهستانی فعالیت می کند. و به گفته خودش در آرشیو حدود پانصد هزار عکس از ۱۹۱۸ تاکنون نگهداری می شود.
💡 این کشور نیز مشمول کمک ۱میلیون و پانصد هزار دلاری برای کمک به برنامه کشاورزی در آن کشور شد.